با فرا رسیدن پایان سال تحصیلی در ۱۹ اردیبهشت ماه جشن الفبا را برگزار کردیم....





روزای اول که پا گذاشتی تو کلاس
مثل این که اومده بودی به یه باغ پر از گیلاس
وقتی که درس رو کردیم شروع٬ مثل این که جون گرفت همه وجودت
تویی که سواد نداشتی برای مشق و حساب
حالا هم می خونی هم می نویسی همه جا:
"الف" اول درس نشانگر اقاقیاست
"میم"درس مسافرای قایقای بادیه
"صاد"نشونه صداقته
یا مثل"ر" که راضی بودن یه همون رضایته
چرا اصلا نمی گیم "سین"مثل سخاوت
یا"شین"شمیم لاله و شهادت
"ب" یه درس بهاری شدن توی کلاسه
"یای"آخر کتاب بوی خوش گلای یاسه
وقتی که "خ"یادم میاد خنده می شینه رو لبام
دیگه من یادم میره کبوترای توی دام
"قاف"درس گفتن شعر و قافیه
برای این خط فکر کنم همین یه مصراع کافیه
درس"غین"درس زدودن غمه٬ هرچی از خوبی تو بگم بازم کمه
درس"عین"عاشقی و عبادته
یاکه سرزدن به بیمار یا همون عیادته
اما"پ"پاییز رو یادم میاره
درس"ج"جواب دادن به درساته
تو محیط مدرسه رقابت یادت نره
درس"دال"دلیری و دلاوریست٬ درسی که همیشه نمرش شده بیست
این الفبایی که گفتم همه رمز زندگیست
توی جدول الفبا دیگه هیچ چی جاش خالی نیست
دیگه حرفی برای گفتن ندارم
یعنی این که حرف آخر"والسلام"
ادامه مطلب را کلیک کنید.... 